هنوز هم که هنوز است عاشق ماهم
ولی بدون تو مهتاب را نمیخواهم
هوای بودن یک عمر با تو را دارم
منی که دلخوش دیدارهای گهگاهم
برای گفتن یک حرف عاشقانه فقط
اسیر سختترین زخمهای جانکاهم
بدون تو همهء لحظهها در این فکرند
که تیغ را بگذارند بر گلوگاهم

+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 17:19  توسط فرهاد
|
